تبليغاتX
کتابداران خلیج فارس

 

 

کتاب چاپی یا الکترونیکی: کدامیک مورد استفاده قرار می گیرد؟

 

نویسنده: مریلین کریستیانسن و مارشاآکوین

ترجمه: عبدالرسول خسروی[1]

سید مهدی حسینی[2]

 

چکیده

اولين مجموعه مشترک شبکه کتابخانه ای سولینت1 تکثیر کتاب هاي چاپي متعددي بود که توسط دانشگاه ایالت لویزیانا نگهداری می شد. اين کتابخانه بيش از 2852 کتاب چاپی و الکترونیکی را به طور برابر در فهرست خود تعریف کرد. آمار استفاده براي هر دو شکل به طور ماهیانه به مدت يکسال جمع آوري شد. آزمون t تفاوتها همبستگی ضعيف بین گردش هردو شکل را نشان داد. دسترسی به کتابهاي الکترونيکي با بالا رفتن سابقه تحصيلات دانشگاهي دانشجویان افزایش یافت. مجموع کتابهای الکترونیکی منتشر شده توسط ناشران دانشگاهی نسبت به مجموع عناوین الکترونیکی منتشر شده توسط ناشران تجاری کمتر بود. تفاوتهای اولویت بندی قالب در موضوع و رده بندی بدست آمد. بنابراين بدست آوردن کتابهاي الکترونيکي برای مراجعه کننده چيزي متفاوت از دستیابی به نسخه چاپي آن مي باشد.

 

 



1- کارشناس ارشد کتابداری و اطلاع­رسانی و رئیس کتابخانه مرکزی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر khosraviar@yahoo.com

2- کارشناس ارشد کتابداری و اطلاع­رسانی. smhslma@yahoo.com

نوشته شده توسط عبدالرسول خسروی در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385 ساعت 9:30 | لینک ثابت |

مارکسیم گورکی: من خوبی های خود را مرهون کتابهایم هستم، من عقل و قلبم را به وسیله کتاب ها بال و پر می دهم، کتاب ها بودند که به من کمک کرده و از این باتلاق گندیده بیرون آمدم و گرنه هلاک می شدم.

 

منتیسکو: من هیچ غمی نداشته ام که خواندن یک صفحه کتاب را از بین نبرده باشد، یک ساعت عمر گذشته را به هیچ قیمتی نمی توان باز گرداند، اما با دادن چند قطعه پول ناچیز می توان تجارب تمام عمر بزرگترین عقلای عالم را تصرف کرد، کتاب عمر دوباره است. در دنیا لذتی که لذت مطالعه برابری کند نیست.

 

نوشته شده توسط عبدالرسول خسروی در سه شنبه سی ام خرداد 1385 ساعت 13:30 | لینک ثابت |

۳۰ بهمن ۷۶، زمانی که خدمت سربازی را میگذرانیدم اطلاع یافتم در جهاد دانشگاهی شیراز نمایشگاه کتابی برگزار گردیده است، باتفاق دوستان هم خدمتی به آنجا رفتیم . چند کتاب بر حسب عادت خریدم. پول آنها را حساب کردم صندوق دار ۵۰۰ تومانی باید به من پس میداد . اما ظاهرا در صندوق موجودی نداشت لذا من هم بدنبال کتابی میگشتم  که با ایشان مشکلم  حل گردد لذا در لابلای کتابهای حراجی چشمم به این کتاب خورد که بسیار جالب بود و لذا بعد از گذشت چند سال هر از گاهی به سراغ آن میروم. لذت و شیرینی کتاب مرا بر آن داشت تا به شما معرفی کنم.امیدوارم کتابداران عزیز این کتاب را تهیه و مورد مطالعه قرار دهند:

نام کتاب: حکایتها ولطیفه های فرهنگی"در وصف کتاب و شیوه نویسندگی"

نویسنده:ش - لامعی

ناشر : نشز بلاغت قم

سال انتشار:۱۳۷۲

بخش اول:

لطیفه های در فائده کتاب، حفظ کتاب

بخش دوم:

در عشق به تحصیل و تحقیق

بخش سوم:

در تعهد نویسندگان، شاعران ، استادان

بخش چهارم:

روش نویسندگی،شیوه داستان نویسی

 بخش پنجم:

فرهنگ ، اندیشه، هنر

موفق و پیروز باشید

نوشته شده توسط عبدالرسول خسروی در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385 ساعت 9:6 | لینک ثابت |
بعضی  آدمها جلد زرکوب دارند، بعضی جلد ضخیم و بعضی جلد نازک.

 بعضی آدمها با کاغذ کاهی چاپ می شوند و بعضی با کاعذ خارجی بعضی آدمها ترجمه شده اند - بعضی آدمها تجدید چاپ می شوند و  بعضی از آدمها فتوکپی آدمهای دیگرند.

 بعضی از آدمها با حروف سیاه چاپ می شوند و بعضی آدمها صفحات رنگی دارند بعضی از آدمها تیتر دارند، فهرست دارند و روی پیشانی بعضی از آدمها نوشته اند حق هر گونه استفاده ممنوع و محفوظ است.

   بعضی از آدمها قیمت روی جلد دارند، بعضی از آدمها با چند درصد تخفیف به فروش می رسند، و بعضی از آدمها بعد از فروش پس پس گرفته نمی شوند.

 بعضی از آدمها ر اباید جلد گرفت، بعضی آدمها را می شود توی جیب گذاشت! بعضی از آدمها نمایشنامه اند و در چند پرده نوشته می شوند، بعضی از آدمها فقط جدول و سرگرمی دارند و بعضی از آدمها معلومات عمومی هستند.

 بعضی از آدمها را باید چند بار بخوانیم تا معنی آنها ر ابفهمیم و بعضی از آدمها را باید نخوانده دور انداخت.

 بعضی از آدمها نخوانده خط خوردگی دارند و بعضی از آدمها غلط چاپی دارند، از روی بعضی از آدمها باید مشق نوشت و از روی بعضی از آدمها باید جریمه نوشت.

نوشته شده توسط عبدالرسول خسروی در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385 ساعت 10:35 | لینک ثابت |
بعضی از کتابها لباس می پوشند و بعضی لباسهای عجیب و غریب و رنگارنگ دارند. بعضی از کتابها برای ما قصه می گویند تا بخوابیم و بعضی قصه می گویند تا بیدار شویم. بعضی از کتابها تنبل هستند.

بعضی از کتابها به پدر و مادر خود احترام می گذارند و بعضی حتی اسمی از پدر و مادر خود نمی برند. بعضی از کتابها هر چه دارند از دیگران گرفته اند و بعضی از کتابها هر چه دارند به دیگران می بخشند.

بعضی از کتابها پر حرفند ولی حرفی برای گفتن ندارند و بعضی ساکت و آرامند ولی یک عالم حرف گفتنی در دل دارند. بعضی از کتابها شاگرد اول می شوند و جایزه می گیرند بعضی مردود می شوند و بعضی تجدید. بعضی از کتابهاتقلب می کنند و بعضی دزدی می کنند.

بعضی از کتابها بیمارند بعضی از کتابها تب دارند و هذیان می گویند.

بعضی از کتابها دو قلو یا چند قلو هستند. بعضی از کتابها پیش از تولد میمیرند وبعضی تا ابد زنده هستند  ....

نوشته شده توسط عبدالرسول خسروی در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385 ساعت 10:13 | لینک ثابت |

اگر کساني چون عبدالحسين آذرنگ نبودند، شايد حوزه نشر کتاب درايران به صورت کنوني هم نبود. اگرچه وضعيت ما در شرايط کنوني چندان تعريفي هم ندارد، اما تلاش هاي مردان و زناني براي به روزرساني مطالعات اين حوزه چيزي نيست که از چشم کسي پوشيده بماند.
مجموعه مديريت آموزش نشر از همين دست تلاش هاست ، براي آن که ناشران و فعالان حوزه کتاب ما هم با تازه ترين ودر عين حال ساده ترين آموزش ها آشنا شوند واز رهگذر اين آشنايي، نشر هم امروزي و مدرن شود.
مجموعه 5جلدي آموزش مديريت نشر که با پيشنهاد استاد آذرنگ و با ترجمه بهرام معلمي ، از سوي انتشارات جهان کتاب عرضه شده، اثري است از مرکز آموزش نشر در لندن که با همکاري يونسکو منتشر شده و حاوي ساده ترين آموزش ها براي کساني است که وارد حرفه نشر شده اند.
آشنايي با مديريت نشر در 5بخش و خلاصه وار مي کوشد که به همگان بياموزد که نشر امروز صرفا يک تخصص و مهارت ودر يک کلام نه هنر، که يک علم است و عالمان ، راه يافتگان به رده هاي برتر اين عرصه اند.
مرکز آموزش نشر در لندن که يکي از مراکز مهم و معتبر در امر به روز رساني حوزه کتاب است در اين اثر تاکيد ويژه اي بر امر آموزش دارد، چيزي که گمشده امروز نشر ماست و اين خلائ مدام نه تنها ناشران را که همه دست اندرکاران نشر را مي آزارد.
در جاي جاي اين اثر کوچک در همه زمينه ها، چه آنجا که سخن از مديريت نشر مي شود، چه آنگاه که پاي بازار به ميان مي آيد و در کار تبليغ و فروش و انبارداري و توزيع بر آموزش به عنوان کليد موفقيت در عرصه فعاليت ناشران و موسسات انتشاراتي تاکيد مي شود.
مديريت نشر، بازار، تبليغ ، بازاريابي و فروش ، انبارداري و توزيع عنوان هاي 5کتاب کوچک اين مجموعه اند.اين مجموعه تاکيد دارد که به سياست ها و انتخاب روش نمي پردازد، بلکه راهکارهاي عملي براي کساني ارائه مي کند که به صورت حرفه اي وارد حوزه فعاليت انتشاراتي شده اند.
مترجم اين اثر در مقدمه کوتاهي که در همه 5کتاب نبز تکرار شده است اعلام مي دارد که ترجمه آزاد مبناي ترجمه اين اثر قرار گرفته تا بسياري از مباحث کتاب که به کار نشر کتاب ايران نمي آيد، کنار گذاشته شوند.
از سوي ديگر بخشي از مباحثي نيز که در زمره نشر کتاب در کشورهاي پيشرفته و داراي ساختار نشر مدرن مي گنجد نيز کنار گذاشته شده اند تا مباحث ساده تر و کاربردي تر براي نشر ايران ارائه شود.

مديريت نشر؛ يک اصل کليدي
کتاب با تقسيم بندي بنگاه هاي انتشاراتي براساس شيوه مديريت به 2دسته تجاري وغيرتجاري و معرفي زيرشاخه هاي آنها برنامه هاي مديران را براي دستيابي به 6هدف زير اين گونه تعريف مي کند:
1-شناسايي قلمرو و حوزه انتشارکتاب
2-بازارهاي فروش
3-روش ها وشرايط داد وستد
4-محدوده عملکرد
5-پيشرفت مورد انتظار در کسب وکار و دوره زماني دستيابي به آن و
6-سياست و خط مشي هايي که کارکنان موسسه بايد در پيش بگيرند.
از جمله مهمترين وظايف يک مدير در يک موسسه سازماندهي و برنامه ريزي و راه اندازي يک موسسه انتشاراتي سازمان يافته است.
موسسه نشر سازمان يافته بايد داراي بخشهاي کليدي «تحريريه و ويرايش ، طراحي و توليد، بازاريابي و امور مالي و حسابداري» باشد.
هماهنگي و نظارت از مهمترين وظايف يک مدير است و مدير بايد بر هماهنگي ميان تمام بخشها نظارت دقيقي نيز بر فعاليت هاي آنها داشته باشد.
از نکات کليدي حوزه مديريت انتشارات که در زيرشاخه هاي مديريتي ديگر از جمله بازاريابي ، فروش ، تبليغات و انبارداري و... نيز بايد مورد توجه قرار گيرد اصل متناسب سازي نيروها در زمانهاي اوج فروش و رکود است.
در اين زمينه مدير لازم است از نيروهاي خارج از موسسه خود بهره ببرد تا در زمان رکود متحمل هزينه هايي چون پرداخت به نيروهاي ثابت بيکار نشود.............ادامه در

http://www.jamejamonline.ir/shownews2.asp?n=140021&t=book

غلامرضامعصومي
masoumi@jamejamonline.ir

نوشته شده توسط عبدالرسول خسروی در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385 ساعت 12:45 | لینک ثابت |

شعبه سازمان اسناد و کتابخانه ملي در استان فارس براساس توافق رئيس سازمان اسناد وکتابخانه ملي و استاندار اين استان در شيراز راه اندازي مي شود.
در جلسه مشترک سيدمحمدرضا رضازاده و علي اکبر اشعري ، تفاهم نامه اي به امضا رسيد که بر اساس آن ، طرفين موافقت کردند به منظور راه اندازي شعبه سازمان اسناد و کتابخانه ملي در فارس ، طرح در دست احداث واقع در مجموعه حافظيه جنب باغ جهان نما را با زيربناي تقريبي 9 هزار مترمربع و در 4 طبقه که در حال حاضر حدود 40 درصد پيشرفت فيزيکي دارد ، با مشارکت طرفين و جذب اعتبارات لازم تکميل کرده و به بهره برداري برسانند. استاندار فارس همراه در اين نشست درباره تامين نيروي انساني و تجهيزات مورد نياز محل مذکور قول مساعد داد.

 

نوشته شده توسط عبدالرسول خسروی در دوشنبه هشتم خرداد 1385 ساعت 9:23 | لینک ثابت |
images/20060524/003.jpg
 

نوزدهمين نمايشگاه بين المللي کتاب تهران با همه چالشها و جنبه هاي تلخ و شيرينش به پايان رسيد و اگر چه خاطرات ناخوشايندي را در پاره اي موارد در ذهنها باقي گذاشت ؛ اما درمجموع ، گامي مثبت در جهت توسعه بازار نشر و کتابخواني و اعتلاي فرهنگ جامعه به شمار آمد.
در اين بررسي کوتاه ، به نمايشگاه نوزدهم با دو ديد مثبت و منفي نگريسته شده و نکاتي براي بهبود وضعيت اجرايي نمايشگاه هاي بعدي ارائه شده است.
بايد توجه داشت اگر جنبه هاي منفي نمايشگاه نوزدهم مدنظر برگزارکنندگان نباشد و در صدد رفع آنها برنيايند، نمايشگاه بيستم يا اصلا برگزار نخواهد شد و يا با مشکلات بيشتري مواجه خواهد بود.
هرگام مثبتي که در جهت رونق بازار کتاب و رواج کتابخواني برداشته شود، جاي تقدير و تشکر فراوان دارد. اطلاع رساني بسيار وسيع فراگير و ايجاد اشتياق فراوان در مردم تهران و شهرستان ها براي بازديد از نمايشگاه از سوي صداوسيما و مطبوعات که الحق امسال سنگ تمام گذاشتند و سيل و خيل جمعيت را به نمايشگاه کشاندند بدون اين که مطمئن باشند ميزبان برگزارکننده نمايشگاه ، توان پاسخگويي به آن همه استقبال را دارد يا ندارد!
بويژه که حداقل بسياري از بازديدگنندگان حتي يک جلد کتاب کودک هم نخريدند و فقط با خريد يکي ، دو بستني چوبي و قيفي و حصيري و ارتکاب بعضي شيطنت هاي رايج در پارکها نمايشگاه را ترک کردند و تنها حسن حضورشان ، بالابردن آماري بود که معلوم نشد مقامات نمايشگاه چگونه به دست آورده بودند.
اعلام شد که امسال 3ميليون نفر از نمايشگاه ديدن کرده اند که اين رقم لااقل 800هزار نفر بيشتر از سال 1384بود.
بنده قصد رد کردن چنين آماري را ندارم و حتي معتقدم بيشتر از اين تعداد و شايد نزديک به 5ميليون نفر از هموطنان عزيز تهراني و شهرستاني ، با تحمل مشکلات و هزينه هاي فراوان ، از نمايشگاه بازديد به عمل آوردند. اما، بسيار مايلم مسوولان برگزارکننده توضيح دهند که اين آمار را چگونه به دست مي آورند؟
آيا مانند ورزشگاه هاي بزرگ دنيا، براي تماشاگران ، کنتور ورودي دارند که مثلا اعلام مي کنند از فلان مسابقه فوتبال 83هزار و 261نفر ديدن کردند يا بليت ورودي فروخته اند و ما اطلاع نداريم و يا از روي ميزان توزيع نقشه هاي نمايشگاه به چنين نتيجه اي رسيده اند؟
لطفا در اين خصوص توضيح فرمايند تا رفع شک و شبهه شود.افزايش 14درصدي ناشران داخلي (1809) و ناشران خارجي (946) و آمار بالا و خيره کننده عناوين کتابهاي منتشر شده و فروشهاي بالا براي پاره اي از ناشران بسيار اميدوارکننده است که اميدواريم در سالهاي آينده به رقمهاي بيشتر و بالاتري برسيم و به درستي ادعا کنيم که نمايشگاه کتاب تهران يکي از بزرگ ترين و درخشان ترين نمايشگاه هاي فرهنگي دنياست و جمهوري اسلامي ايران براي طرح چنين ادعايي هيچ چيز کم ندارد.
با توجه به مراجعه لااقل 300تن از شخصيت هاي برجسته سياسي و اقتصادي و اجرايي کشور و نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي به نمايشگاه و بخصوص توجه ويژه رهبر معظم انقلاب ، رياست محترم جمهوري و وزير پرکار فرهنگ و ارشاد اسلامي به توسعه امر کتاب و کتابخواني ، جا دارد مقامات اجرايي و متوليان نمايشگاه با اجراي صحيح برنامه ها، موجبات جلب موافقت مقامات عاليه مملکت را براي سرمايه گذاري بيشتري در اين حرکت والاي فرهنگي فراهم کنند که کشور ما براي نشان دادن قابليت هاي خود به بدانديشان خارجي نياز بيشتري به فعاليت هاي گسترده فرهنگي از نوع برگزاري نمايشگاه هاي بين المللي کتاب دارد.

از برنامه ريزي تا اجرا
ضعف شديد در مقوله ثبت نام ناشران ، يکي از شاخصه هاي نمايشگاه نوزدهم بود که دليل اصلي آن به کم يا زياد بودن تعداد عناوين منتشر شده در سالهاي 1382 تا پايان 1384 بستگي داشت که مقامات برگزارکننده ابتدا دارابودن 40 عنوان کتاب را ملاک اصلي ثبت نام اعلام کردند و چون کم بودن عنوان هاي منتشر شده از سوي بسياري از ناشران ، باعث رنجش و اعتراض آنها به تعداد 40عنوان شد، واحد ثبت نام و هيات برگزارکننده ، شرط تعداد عناوين چهل گانه را به 25عنوان تقليل دادند که اين عقب نشيني تاکتيکي باعث شد جمع بيشتري از ناشران در نمايشگاه حضور يابند.
برخلاف 18سال گذشته که غرفه ها را 5روز پيش از شروع کار نمايشگاه به ناشران تحويل مي دادند و آنها با حوصله بيشتر غرفه آرايي مي کردند. امسال لااقل 90درصد غرفه ها، روز دوازدهم ارديبهشت تحويل شد و اين روند تا روز هجدهم ارديبهشت ادامه داشت!
در حالي که نمايشگاه در روز سيزدهم توسط رياست محترم جمهوري طي مراسم باشکوهي ، گشايش يافته بود! فقط کافي است اشاره شود تنها در سالن 27که بنده هم با غرفه چهارمتري در آن افتخار حضور داشتم ، حداقل 5غرفه 9متري بين روزهاي پانزدهم تا هجدهم به صاحبان آنها تحويل داده شد که لابد بر سر برپايي غرفه ها چک و چونه هاي فراوان زده شد.
زيرا بهاي غرفه هاي زير 12متري ، براي 10روز، متري 25هزار تومان بود و متوجه نشدم که نحوه محاسبه براي غرفه هاي 7روزه و 5روزه ، با چه فرمولي صورت گرفته است.
قدر مسلم اين که در اين نمايشگاه حتي يک لامپ يا يک صندلي اضافي با نرخ جداگانه محاسبه مي شد و دريغ از يک ليوان آب آشاميدني رايگان!اطلاعات غلط «خانه کتاب»، راجع به آمار کتابهاي منتشر شده از سوي ناشران ، يکي از دلايل ايجاد اختلاف ميان جماعت ناشر و مسوولان اجرايي بود که مقامات خانه کتاب مي گفتند چون وزارت ارشاد آمار صحيح نشر را بموقع در اختيار ما قرار نداده، آمار خانه کتاب دقيق نيست.
در حالي که کتابهاي ثبت نشده بيشتر مربوط به سالهاي 82و 83بود و براي رفع اين مشکل ناشر بايد تمام سوابق «اعلام وصول» کتابهايش را به خانه کتاب مي برد تا کنترل مجدد صورت گيرد و چنانچه ادعاي ناشر صحيح بود و خانه کتاب مجاب مي شد که ناشر دروغ پرداز نيست، گام بعدي اين بود که ناشر از آرشيو موسسه اش از هر کتاب لااقل يک نسخه بياورد و تحويل دهد و نامه اي بگيرد که ثابت کند آمار قبلي غلط بوده و آمار صحيح اين است که طي نامه جديد، اعلام کرده اند!
لطفا منصفانه قضاوت فرماييد که در آن غوغاي ثبت نام و دشواري هاي ناشران که آيا بالاخره در نمايشگاه نوزدهم حضور خواهند داشت يا خير، تحمل اين همه بيگاري و هزينه اضافه به حساب چه کسي بايد صورت مي گرفت؟
آيا ناشر بايد تاوان اشتباه هاي همه را بدهد تا شايد در نمايشگاه فرهنگي که متعلق به خود اوست حضور داشته باشد؟ آيا هيچ مقام ديگري درباره اين کاستي ها و تحميل ها مسوول نيست؟
راجع به ترافيک وحشتناک اطراف نمايشگاه که لااقل تا 5کيلومتر از هر سو را تحت الشعاع قرار مي داد، با همه زحمات طاقت فرسايي که مسوولان و ماموران ميانسال و جوان راهنمايي و رانندگي متحمل شدند، چيزي نمي نويسم ، چرا که بسيار گفته و نوشته اند و به جايي نرسيده است.
فقط کافي است بگويم که مجموعه نمايشگاه دايمي در زمانه اي ايجاد شد، که اولا اطراف آن تقريبا بيابان برهوت بوده و جمعيت آن روز مملکت حداکثر 40 ميليون و جمعيت تهران 3ميليون نفر بوده است که هيچ تناسبي با جمعيت 70ميليوني امروز مملکت و ساکنان 10ميليوني تهران ندارد.
ضعف اجرايي در نمايشگاه و بخصوص سالنهاي عرضه کتاب بسيار چشمگير بود و اگر چه مسوولان و کارکنان سالنها بخصوص سرپرست کل آنها انسان هاي خوب و محترم و زحمتکشي بودند، اما چون با مجريان پايين دست کار توجيهي صورت نگرفته بود، غالبا به وظايف خود آشنايي کامل نداشتند و همين امر باعث ايجاد اختلاف و کشمکش لفظي بين آنها و بعضي ناشران و بسياري از مراجعه کنندگان مي شد، تا جايي که هنگام اعلام پايان ساعت کار سالن ها در 8بعدازظهر و گاهي زودتر يا ديرتر بعضي ماموران از بازديدکنندگان با ادب و متانت خواهش مي کردند سالن را ترک کنند و بعضي ديگر از ماموران با احترام زياد، بازديدکنندگان را مي پذيرفتند!
گاهي هم اعلام مي شد که ناشران لطفا تعطيل نکنند؛ چون قرار است فلان وزير محترم تشريف بياورند و ساعت 9اعلام مي شد که تعطيل کنيد؛ چون هيچ وزيري نمي آيد!
آيا براستي اين برنامه ها غيرقابل تنظيم يا قرار است از حجب و حياي ناشران در هر زمينه اي سواستفاده شود؟
درباره حمل و نقل داخل نمايشگاه و اعمال نرخهاي غيرمنطقي براي جابجايي کتاب ، تعيين نرخهاي 200توماني براي اتوبوس هاي 20توماني ، خرابي و دور بودن دستشويي ها و صفهاي 50متري و معطلي نيم ساعته براي رسيدن به دستشويي هاي خراب و انصراف از رفتن به دستشويي و تحمل درد کليه و مثانه و وضعيت بسيار کثيف و غيربهداشتي سرويس ها بهتر است چيزي ننويسم که خاطرات تلخ کليه هاي ورم کرده را زنده نکنم!

چند پيشنهاد
شايد آنچه بنده نوشتم ، قطره اي از دريا باشد که تبديل اين قطره به دريا، کار يک گروه بزرگ کارشناسي و پژوهشگري است.
اما وظيفه روزنامه نگاري و همچنين مشارکت در کار نشر و اشاعه فرهنگ ، ايجاب مي کرد ديده ها و شنيده هايم را بنويسم و در پايان چند پيشنهاد را به معاونت محترم فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تقديم کنم ، بلکه در دوره هاي بعدي نمايشگاه مورد توجه قرار گيرد.
براي راحتي امر ثبت نام ، به هر ناشري که حتي 5عنوان کتاب در طول 3سال منتشر کرده ، اجازه شرکت در نمايشگاه داده شود ولو در يک غرفه دو متري که اين امر به خودي خود از نقشها خواهد کاست و از اتلاف وقت مسوولان برگزاري و ناشران جلوگيري خواهد کرد.
قرار دادن شرط بالا بودن تعداد عناوين براي شرکت در نمايشگاه به مثابه ايجاد راه بند براي اتوبوسي است که مسافرانش به جاي 50نفر 20نفر باشند! که اين امر هم خلاف قانون و هم خلاف شرع و هم خلاف عرف است.
در آمار کتابهاي منتشر شده ناشران شرکت کننده در نمايشگاه کتاب 16صفحه اي يک عنوان و کتاب 1600صفحه اي هم يک عنوان به حساب مي آيد که اين روش بسيار غلط و غيرعادلانه است و در نتيجه ، ناشري که با سرمايه گذاري سنگين مادي و معنوي 10عنوان کتاب بسيار مفيد و بالاي 1000صفحه منتشر کرده نمي تواند در نمايشگاه حضور يابد، اما ناشري که في المثل 40عنوان کتابش به اندازه يک عنوان کتاب 1000صفحه اي هزينه در برنداشته ، صاحب غرفه اي بزرگ مي شود و بي جهت به خود مي بالد.
به نظر بنده يا بايد قطع و صفحه کتابهاي ناشر محاسبه شود يا تعداد عنوان ها براي شرکت در نمايشگاه ملاک تصميم گيري قرار نگيرد.
براي کتابهاي چهاررنگ هم عادلانه اين است که هر صفحه ، چهار صفحه به حساب آيد! بهتر اين است که براي بعضي ماموران و کارمندان اجرايي نمايشگاه (اگر مثل امسال تازه کار هستند) پيش از شروع به دعوت براي ثبت نام ، کلاسهاي توجيهي برگزار شود و آنها را با وظايفشان آشنا کنند که تنشها و رنخشها تبديل به ديدارهاي شيرين و خاطره انگيز شود و ناشراني که سالهاي سال ازعمر خود را در راه اعتلاي دانش و فرهنگ صرف کرده اند به اين تلقي نرسند که ماموران تازه کار و توجيه نشده اجازه دارند هر طور که مايلند با زحمتکشان عرصه فرهنگ و ادب رفتار کنند و در پايان نمايشگاه از روساي خود انتظار پاداش مادي و معنوي هم داشته باشند!

ناصر مجرد
نوشته شده توسط عبدالرسول خسروی در چهارشنبه سوم خرداد 1385 ساعت 12:35 | لینک ثابت |
طرح کتاب بان به منظور ساماندهي کتابخانه هاي شخصي شهروندان تهراني بزودي از جانب امور کتابخانه هاي سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران به اجرا در مي آيد.
مازيار نيلچي ، مدير امور کتابخانه هاي سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران گفت : شهرداري در جهت گسترش کتابخانه هاي شهر و ترويج کتابخواني و نيز بهره وري صحيح از منابع مکتوب موجود ، در حال اجراي طرحي به نام کتاب بان است که کتابخانه هاي شخصي اي را که بالاي 5 هزار جلد کتاب داشته باشند ، با هزينه خود ساماندهي کند. وي ادامه داد: اين ساماندهي توسط نيروهاي متخصص سازمان و با هزينه در نظر گرفته شده انجام مي شود و طي آن کساني که تمايل به منظم کردن و ساماندهي کتابخانه شخصي خود داشته باشند ، مي توانند از خدمات کتاب بان ها بهره مند شوند. مدير امور کتابخانه هاي سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران اضافه کرد: صاحبان اين کتابخانه ها اگر تمايل داشته باشند تا بخشي از کتابها يا همه کتابهايشان مورد استفاده عموم قرار بگيرد ، مي توانند طراحي ، ساماندهي و تعيين سازوکار اجرايي آن را به طور رايگان از سوي اين سازمان دريافت کنند. وي به مهر گفت : صاحبان کتابخانه ها مي توانند حدود استفاده مردم از آثار خود را تعيين کنند تا کتاب بان ها بر اساس خواسته آنان به طبقه بندي و جداسازي کتابهايشان بپردازند. اين کار به تمايل کتابخانه داران بستگي دارد و سازمان فرهنگي هنري شهرداري نيز آمادگي کامل خود را در اين زمينه اعلام مي کند
نوشته شده توسط عبدالرسول خسروی در سه شنبه دوم خرداد 1385 ساعت 18:37 | لینک ثابت |