تبليغاتX
کتابداران خلیج فارس

دوباره بوی مهر آمد . مهر یادآور خاطره ها، دوستان، بندردیر ، دبستان دهخدا ، روزهای که از یک هفته قبل لباس نو تهیه و شب بر بالین خود می گذاشتیم تا به انتظار طلوعی دوباره  راهی مدرسه شویم. یادآور شرجی ، معلمان قدیم که از این جا برای تک تک آن عزیزان آرزوی سلامتی و تندرستی دارم. سال ۱۳۵۷ دوران پیروزی انقلاب پا به عرصه علم و دانش گذاشتم. دیر یکی از بنادر جنوبی ایران هنوز بوی شهر به خود نگرفته بود اما بوی انقلاب چرا؟ دوران ابتدائی سرشار از خاطره های خوب و شیرین از خواندن قصه های مجید و امانت کتاب از کتابخانه های سیار تا خرید کتاب از نمایشگاه کتاب با پولی که در کوچه خودمان پیدا کرده بودم همه و همه خاطرات دوران دبستان بود تا سال پنجم که با برخوردی که با موتورسیکلت داشتم پایم شکست و خاطره تلخ آن روز را برایم رقم زد از دیگر خاطرات آن دوران بود. سال پنجم دبستان شهید بهشتی و بعد دوران راهنمائی و دبیرستان با دوستان خوب که جای برخی از آنها خالیست و روحشان شاد همه  و همه یادآور مهر و زنده نگه داشتن خاطرات مدرسه است. نمیدانم چرا مهر حال و هوا و حس غریبی دارد. سال ۱۳۷۰ قبولی آزمون کنکور در رشته کتابداری و سال ۱۳۸۷ قبولی در آزمون دکتری و به انتظار مهر و  اینک شروعی دوباره بعد از ۳۰ سال.........به نظر مي آيد كه آدم ها، خاطره ها و ذهن برداشت هاي دوران كودكي، نوجواني و جواني را هيچ وقت فراموش نمي كنند. بي خبري ها و شاد سري هاي كودكي، شيطنت ها و ذهن پذيري هاي نوجواني، خوشي ها يا ناخوشي ها، داشتن يا نداشتن هاي دوران جواني، همه و همه در ذهن و مغز آدم مي مانند. یاد محمد فخرائی عزیز یاد شهید خلیل فخرائی و همه دوستانی که اکنون در قید حیات نیستند. از اینجا دست یکایک معلمان عزیز چه در دبستان و دانشگاه بوسه می زنم و به شاگردی همه آنها افتخار می کنم. و از جوار بارگاه ملکوتی امام هشتم برای همه آنها دعای خیر میکنم. چون همه دستاوردهای خودم را مدیون همه آنها میدانم.

نوشته شده توسط عبدالرسول خسروی در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 14:51 | لینک ثابت |